تبليغاتX
ابوحنانه
بوشهر نهنگ پیرن خاک پاک مرد در یان
سلام خدمت تمام دوستان

با توجه به اینکه چند روزی در نمایشگاه خودرو هستم و نمی توانم وب رو به روز کنم عذر مرا پذیرا باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 23:31  توسط فرزان اسدي  | 

به مناسبت ۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام:

مورّخان تاريخ تولّد عمر خيام را ۱۸ می ۱۰۴۸ ميلادی (نيشابور) و وفات وی را ۴ دسامبر ۱۱۳۱ (نيشابور) ذکر کرده اند.

حكيم "عمر خيّام" كنيه اش "ابوالفتح" و ملقب به "غياث الدّين" بوده است و چون پدرش خيمه فروش بوده او را "خيّام" ناميده اند.

خيّام فيلسوف و رياضى دان معروف جهان در زمان "ملكشاه سلجوقى" مشغول اصلاح تقويم گرديد، و حاصل آن اصلاح  تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.

وی كتاب "جبر و مقابله" را نوشته، در فلسفه و علوم مادّى از خود آثارى گذاشته و صاحب اشعار و رباعيات می باشد.

"عمر خيّام" بخش اعظم عمر خود را در رصدخانه ها گذرانده و مؤلف آثارى فراوان علمی می باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:26  توسط فرزان اسدي  | 

1- ديروز جشنواره  گلهاي لاله در گچسر بود . جاي همه خالي چه زيبايي و چه طراوتي . به معناي تمام ، بهشت بود.

اونجا باغبان مرتب سوت مي زد كه آقايون ، خانوما تو رو خدا به درون باغچه ها نرويد ، به پاي همه اينها ماهها زحمت كشيده شده ، انگار نه انگار!!! .

خانمي در ميان يكي از باغچه ها ولو شده بود تا شوهرش از او عكس بگيرد ، غافل از اينكه در زير پايش چند لاله زيبا له شده بودند تا او عكسي با نماي زيبا داشته باشد!!

با خودم فكر كردم كه آيا زماني خواهد رسيد كه مردم ما خودشون رعايت مسائل اينچنيني را بكنند ؟ ( فرهنگ ايراني را چه شد؟)

2- در وبلاگ مرد نفتي " دكتر آذين " مطلبي رو خوندم با اين مضمون كه يك توريست چيني در فرودگاه مهرآباد با يك كارگر براي عدم باز پس دادن مابقي پولش در حال بحث بوده اند كه پس از پيگيري مشخص شد كه اين كارگر براي 1000 تومان كه مي خواسته اضافه بر دارد آبروي خودش ومملكت و .... را برده و ... .( فرهنگ ايراني را چه شد؟)

3- دوستي ، چند وقت پيش بلوتوثي را نشان مي داد كه حاكي از روسپيگري با استفاده از فناوري مخابراتي يا روسپيگري ديجيتالي بود!!! به اين ترتيب كه اعمال مذكور را با نرخ نازل!!! بهمراه شماره تلفن اعلام كرده بود و جالب تر اينكه آن دوست براي اطمينان ، تماس هم گرفته بود و از صحت آن نيز مطمئن شده بود !!!!!( عزت ايراني را چه شد؟)

4-  امروز صبح دوستي زنگ زد و از وضع موجود در شركتشان اعلام نارضايتي مي كرد ، او مي گفت اينك بعد از حدود 7 سال سابقه كاري او را بكار گل!! گماشته اند و از او نيز به دليل وجود يك بند درقرار داد مبني بر " هر جا و هر زمان كه شركت بخواهد بايد مشغول كار شوي " نمي توانست شكايتي كند ، حال او مانده بود با اين حقوق واقعاً ناچيز براي يك تحصيلكرده و عدم وجود كار جديد و ... و در صدد راه اندازي يك كار آزاد بود بدون داشتن سرمايه اي!!! گفت ممكنه برم دستفروشي و ... .(!!!!)

5- پارسال دوستي از دوستان را كه صاحب يكي از بزرگترين شركت هاي بزرگ مواد غذايي ايران است ، ديدم ، ناراحت بود ، وقتي علت ناراحتيش رو پرسيدم از زمونه گلايه كرد و از فرزند بزرگش كه مي خواست مجردي زندگي كند ، او مي گفت مجبور شده است برايش يك پنت هوس را در زعفرانيه به مبلغ ماهيانه بيست و دو ميليون تومان اجاره كند تا فرزندش ناراحت نباشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( البته اين اجاره مربوط به پارسال بوده ها!!)(!!!!!)

6-  نمي دونم چرا نمي تونم 10 موردي را كه در ذهن داشتم در اينجا ادامه بدم ، شايد به دليل اينكه وقتي كه فكرش رو مي كنم و بعدش مي خوام بنويسمش ، در هر دوبار دچار يك ناراحتي مي شم كه واقعاً باعث آزردگي روحيم مي شه ، پس تا همينجا بيشتر ادامه نمي دم. بقیه را شما خودتون می تونید بگید و ادامه بدید .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:17  توسط فرزان اسدي  | 

دکتر رحمت سخنی پزشک وبلاگ نویس با اشاره به تحقیقات دانشمندان غربی نماز را بهترین وسیله رفع بارهای الکتریکی زاید بدن عنوان می کند :

او با توجه به یک مولد الکتریکی که در آهنربا در داخل سیم پیچ دوران می کند و جریان تولید میکند، سمندری را در یک ظرف آب نمک قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند. الکترودهایی که در این ظرف وجود داشتند و به یک گالوانومتر حساس متصل شده بودند، یک جریان متناوب را نشان می دادند. زمانی که بور این آزمایش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هیچ جریانی را نشان نداد. این بدان معنا بود که در اطراف موجود زنده میدانی وجود دارد که خاصیت مغناطیسی هم دارد. بور این وسیله را بر روی دانشجویان داوطلب خود امتحان کرد و مشاهده نمود که این میدان در بدن انسان هم وجود دارد وکاملا تابع رویدادهای اساسی زیست شناختی بدن است. او این میدان را حیاتی نامید چون هرگاه حیات از بین برود،میدان حیاتی هم از بین میرود. به گونه های که یک سمندر مرده که در دستگاه بود هیچ پتانسیلی به وجود نمی آورد

بر اساس نتایج این آزمایش معلوم شده است گر انسان در هر نقطه از زمین رو به قبله بایستد، میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می گردد و در مدتی که در نماز است میدان بدنش منظم می شود. 

بعضی از نقاظ بدن که از لحاظ بارهای الکتریکی رشته های اعصاب فعال تر هستند می توانند برای بدن خطرناک ظاهر شوند که اعمال وضو با آب بارهای زاید این نواحی را رفع می کند

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:58  توسط فرزان اسدي  | 

1- كارشناسان اقتصادى با توجه به اهميت صنعت جهانگردى در چرخه اقتصادى بر اين باورند كه اين صنعت در قرن  ۲۱ به بزرگ ترين كارفرماى جهان تبديل مى شود و اظهار مى دارند كه جذب يك جهانگرد برابر با فروش  ۵۰ بشكه نفت است.

2- ازسويي ديگر ايران به لحاظ جاذبه‌هاي گردشگري يكي‌از‪ ۱۰كشور نخست جهان محسوب مي‌شود، اما درآمدحاصل از جهانگردي براي كشور بسيار اندك است و از اين نظر مي توان ايران را در زمره آخرين كشورهاي جاذب توريست به حساب آورد .

3- مدتهاي زيادي است كه يا ساخت فيلم بر اساس تاريخ اسطوره اي ايران زمين نداشته ايم و يا اگر هم فيلمي ساخته شده آنقدر ضعيف به آن پرداخته شده كه ارزش چنداني براي ديدن نداشته است ، بطور مثال شما سريال چهل سرباز را كه از روي شاهنامه  ساخته شده ( از زمان ايران باستان) با سريال هزار دستان ( تاريخ معاصر ) مقايسه نمائيد ، به نظر شما كداميك موفق تر بودند؟

4- تخريب آثار تاريخي ( چه باستاني و چه معاصر ) هم بر اثرعوامل طبيعي و هم بر اثر سهل انگاري ها و بي توجهي ها را تاكنون به عينه مشاهده نموده ايد و هر كدام از ما در جاي جاي ايران زمين نمونه هايي از آنها مي شناسيم ، به نظر شما تا چند سال آينده ما چه ميراثي را براي فرزندانمان به منظور بازگويي عظمت ، قدرت، صلابت وهنرمندي ايرانيان مي توانيم نشان دهيم ؟

5-       هويت ايراني ريشه در اسطوره‏هايي دارد كه از هزاران سال پيش نياكان ما آن ها را خلق كردند و استمرار بخشيدند و داستان‏هاي حماسي درباره شاهان و پهلوانان آرماني ايرانيان چون كي‏خسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاريخ ايران پشتوانه‏هاي فكري و معنوي نيرومندي بود كه هم‏بستگي ملّي را سخت تقويت مي‏كرد، پس بهتر نيست كه با پرداختن به تاريخ غني ايراني و اسطوره هايمان و پيوند آن با اسطوره هاي معاصر ، غرور ايراني را بار ديگر به رخ جهانيان بكشيم ؟

6-       در خبرها آمده بود كه پسر رئيس جمهور  ( رئيس دولت ) با دختر رحيم مشائي (معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي ) پيوند زناشويي بستند .

ما نيز پيوند فرزند رئيس دولت و فرزند رئيس ميراث ملت را به فال نيك گرفته و اميد به حمايت و جلوگيري از تخريب بيشتر ميراث فرهنگي كشور را داريم ، چرا كه ميراث فرهنگي را نيز مي توان به جرات ، يكي از مصاديق حقوق بشر دانست .  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:32  توسط فرزان اسدي  | 

 

دیدن و اندیشیدن به آن ارزشش را دارد این بخشی از تاریخ ماست:

http://inmotion.magnumphotos.com/essays/iranrevolution.aspx

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 14:1  توسط فرزان اسدي  | 

بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 8:5  توسط فرزان اسدي  | 

سال نو را به همگی دوستان و عزیزانی که به این وبلاگ سر زده اند و سر می زنند تبریک عرض نموده و به دلیل اینکه در مسافرت هستم و امکان سر زدن بموقع به وبلاگ رو ندارم از همه دوستان عذرخواهی نموده و برای همگی آرزوی بهروزی و موفقیت در سال جدید آرزومندم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:40  توسط فرزان اسدي  | 

1-      شب گذشته رئيس كل بانك مركزي اعلام كرد : مردم براي تامين پول مورد نياز خود از شبكه بانكي هيچ نگراني نداشته باشند ، تمام بانك ها تامين هستند و ... .

2-      امروز : ساعت 45/7 دقيقه صبح براي نقد كردن چك به بانك سپه مراجعه كردم ، متصدي اعلام كرد كه ايران چك نداريم ، گفتم كه پس 5000 توماني به من بدهيد ، گفت كه فقط به ميزان 50000 تومان !!! موجود است ، گفتم پس من چه كار كنم ؟ ، اعلام كردند كه چك بين بانكي ببر!! ، پيش رئيس بانك رفتم ، ايشان هم گفتند كه در تلويزيون چيزي جز دروغ اعلام نكرده اند ، به ما ايران چك داده اند ولي مجوز صدور آنرا نداريم ، پول درشت هم به ما نداده اند ، اصلاً موجود نبوده كه بدهند . خلاصه به تراول هاي سپه راضي شديم كه متاسفانه مبالغ 50 و 100 هزارتواني آن نيز موجود نبود مي بايست 500 هزارتوماني را مي گرفتم!!! حالا من مانده ام كه اگر براي خريد 30 يا 40 هزارتوماني بروم چگونه اين مبلغ را خورد كنم؟

3-      اخبار سراسري اعلام نمود كه براي مسافرت هاي نوروزبه طور آزمايشي بنزين از25/12/86 به صورت آزاد در جايگاهها فروخته مي شود ، ولي نرخ آنرا به روزهاي آينده موكول كرد !! ولي اگر به تاريخ ارائه بنزين با نرخ آزاد نظري بيافكنيد ، مشاهده خواهيد كرد كه دقيقاً دقايقي پس از اتمام راي گيري ، بنزين با نرخ آزاد و نامعلوم( تاكنون) ، ارائه خواهد گرديد ، به نظر شما اين چه مفهومي مي تواند داشته باشد ؟

4-      موارد بالا و موارد مشابه آن كه از طريق مصاحبه با مسئولين جهت تنوير افكار عمومي ، از طريق رسانه ها كه مخاطبين آنها مردم هستند صورت مي گيرد ، براستي بعضي از مسئولين مردم را چه انگاشته اند؟

 

باقي بقايتان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 7:53  توسط فرزان اسدي  | 

 

سرواژهء کتاب جهان فارسی بود

ما دل بدین زبان پر از عشق داده ایم.

منیر سپاس

چندی پیش در وبلاگ دوستم شاعر و اندیشمندم " منیر سپاس" که افغانی و مقیم آلمان است مطلبی خواندم که از یک سو ناراحت و از سویی دیگر خوشحال شدم - ناراحتی از این بابت که ایشان نوشته بودند به دستور وزیر فرهنگ افغانستان ـ دوتن ازروزنامه نگاران این کشور به جرم استفاده از زبان فارسی مجازات شده اند!! - خوشحالیم نیز از این بابت بود که احساس مسئولیت این عزیز را دیدم و همچنین تعصب واقعی که ایشان نسبت به زبان مادریش از خود نشان داده است - پس من هم آدرس وب  ایشان  آشیان خیال  را که مطلب فوق در آن قرار دارد را گذاشته تا همگی ضمن مطالعه - به نوعی و به طریقی که خود می دانید در انعکاس این خبر در وبلاگ ها و خبرگزاری ها و نشریات اقدام نموده تا به نوعی از زبان مادری خودمان دفاع نموده باشیم - باشد که این زبان شیرین را پاس بداریم.

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 17:1  توسط فرزان اسدي  | 

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت.

به همین منظور روز تولد این فیلسوف بزرگ را روز مهندس نامگذاری نموده اند که این روز را به تمامی مهندسان عزیز تبریک عرض می نمایم.

برای خواندن ادامه مطلب می توانید روی این لینک کلیک نمائید .

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 21:14  توسط فرزان اسدي  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 19:35  توسط فرزان اسدي  | 

در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورا مزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است ، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است ، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. به همین دلیل در فرهنگ باستان سپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 14:40  توسط فرزان اسدي  | 

 

يكي از عجايب روزگار را بخوانيد:

..... ، افراشته استاندار بوشهر تعريف مي كرد كه براي جمع آوري زباله و ساماندهي به وضعيت اين جزيره ( جزيره شيف ) سه هزار نفري لودري را باكمك نيروي دريايي به آنجا بردم. مردم جزيره براي اولين بار لودر ديده بودند و با تعجب دورش جمع شده بودند!!!! استاندار به مردم جزيره وعده داده بود : براي .......

روزنامه ايران- ويژه نامه دومين سفر استاني دولت به بوشهر- شنبه 13 بهمن ماه 86

 

حال تحليل با خود شماست .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 10:11  توسط فرزان اسدي  | 

خبر خيلي ساده  و آرام اعلام شد : از اين پس ترخيص خودرو از گمرك شيراز نيز انجام مي شود .

مجوز هاى لازم براى ترخيص خودروهاى خارجى در گمرك استان فارس گرفته شده و نخستين محموله هاى خودرو هفته آينده به گمرك شيراز وارد و از اين محل ترخيص خواهد شد.
تا پيش از اين شهروندان فارس براى ترخيص خودروهاى وارداتى خود بايد به گمرك بنادر مراجعه مى كردند اما از اين پس با امكانى كه در گمرك شيراز فراهم شده، شهروندان فارسى مى توانند با سرعت و سهولت بيشتر و هزينه كمتر امور مربوط به ترخيص خودرو هاى خود را به انجام برسانند. اين در حالي است كه با توجه به بندر نشيني و هزينه هاي سربار و همچنين بدي آب و هوايي كه مردم بنادر دارند ،
رواست كه گمركات بنادر تقويت شوند نه اينكه آنها را تضعيف و  راههاي بيشتري باز گردد كه در اين صورت جز  پائين آمدن ميزان كار و درآمد افراد مرتبط با اين كار هيچ سود ديگري به بندرنشيان نمي رسد ، آيا اين به معناي محدود نمودن فعاليت بازرگانان و تجار بندري نيست؟ راستي بندر نشيني چه معني دارد ؟

براستي كه مناسبات و تبادلات فرهنگي بين مردم استان هاي فارس و بوشهر  ريشه در تاريخ اين مناطق دارد ، اما مثل اينست كه دست هايي پشت پرده است كه مايل به  ايجاد تنش و افكندن تخم نفاق بين آنها مي باشند.، كه نمونه بارز آن نيز حركت مذموم اخير سازمان هواپيمايي كشوري در جعل نقشه استان بوشهر است .
اينجاست كه سكوت و بي تفاوتي خيانت به تاريخ ، فرهنگ و شعور بالاي مردم استان بوشهر است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 9:36  توسط فرزان اسدي  | 

  پریروز :                                 

1-    موضوع  اتصال عسلويه به استان فارس به پيشنهاد آقاي موسوي لاري وزير وقت كشور

2-   اعتراض نشريات ، مردم و نمايندگان مردم بوشهر در شوراي اسلامي شهر و تجمع در مسجد توحيد در اعتراض به گفته هاي وزير كشور

3-  اظهارات تفرقه برانگيز استاندار وقت فارس در خصوص عسلويه

ديروز :

1-    وزير نفت از از ميان نمايندگان استان فارس انتخاب گرديد .

2-   محمود احمدي نژاد قرار بود كه به بوشهر بيايد .

3-  احمدي نژاد به جاي بوشهر به فارس رفت و يكي از دلايل لغو سفر اوضاع جوي نامناسب بوده است( هواي آفتابي و ...!!!؟ )

4-   اظهارات محمود احمدي نژاد رئيس جمهور در استان فارس ميني بر اينكه " اگر خوزستان قطب نفت است ، فارس نيز قطب گاز است"

5-   هيچ كدام از نمايندگان فعلي مجلس نسبت به اين عمل اعتراض ننمودند.

6-   شايعه احتمال بركناري مدير عامل بومي منطقه پارس جنوبي ، دكتر رضوي و جايگزيني فرد معرفي شده از سوي وزير فعلي نفت

7-   حمايت و تشكر همه جانبه انجمن بوشهري هاي مقيم تهران از تلاش هاي دكتر رضوي بدليل فعاليت هاي مختلف و چشمگير

امروز:

1-    سایت هواپیمایی کشوری در اقدامی تامل برانگیز با جعل نقشه ی تقسیمات  کشوری در سایت خود عسلویه را از استان بوشهر جدا کرده و  در نقشه استان فارس قرار داده است . این سایت در بخش اطلاع رسانی سفر خود و درقسمت  مسیرهای پروازی با بخشیدن  عسلویه به استان فارس عملا به تفکیک عسلویه از استان بوشهر پرداخته است .

2-   هفته نامه ها ، خبرگزاري ها وبلاگ نويسان و شوراي شهر بوشهر به اين عمل اعتراض نمودند .

3-  هيچ كدام از نمايندگان فعلي مجلس نسبت به اين عمل اعتراض ننمودند.

4-   رئيس جمهور چهارشنبه به بوشهر مي آيد

فردا :

1-    عسلويه رسماً از استان بوشهر جدا شد و به استان فارس پيوست ، چرا كه استاندار ، نمايندگان مجلس و .... آنها عرضه پيگيري خواسته اشان را داشتند .

2-   هر چهار نماينده مجلس از استان بوشهر بدليل گرفتاري هاي شخصي و سياسي خود ، وقتي براي اعتراض و خروج از جلسه علني مجلس به دليل اين توهين به تمام هم استاني ها پيدا نخواهند كرد.

3-  بدليل عدم توجه نمايندگان استان در مجلس به شهر هاي جم ، ديلم و گناوه و جزيره خارگ ، ساكنين آنها تقاضاي اتصال و زير پوشش رفتن از سوي استان هاي فارس و خوزستان خواهند داشت.

سوال :

1-    سكوت استاندار در اين خصوص به چه معناست ؟

2-   عدم خروج نمايندگان مجلس از صحن علني و عدم اعتراض به گفته هاي رئيس جمهور در آن مقطع ، كه درادامه جسارت سازمان هواپيمايي كشوري را در پي داشته به چه معناست؟

3-  آيا فقط حرف زدن كاري را درست خواهد كرد و يا راهي به جز آن مي بايست پيش رو گرفت ؟

4-   وظيفه رئيس جمهور و نمايندگان ايشان در استان ها و همچنين نمايندگان مجلس كدام است :

  الف) كاهش و جلوگيري از تنش ب) سكوت و افزايش تنش  ج) ايجاد تنش و افزايش دغدغه هاي فكري در بين دلسوزين  د)  گزينه ب و ج

5-   در كداميك از موارد بالا ردپايي از اعتراض نمايندگان فعلي استان در مجلس را ديده ايد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:4  توسط فرزان اسدي  | 

1-     روز يكشنبه بود ، براي رفتن به محل كار آماده شدم ، همين كه درب منزل رو باز كردم ديدم كه ديشب عجب برفي باريده و هنوز هم ادامه داشت و با شدت مي باريد ، راديوي ماشين رو روشن كردم ، هيچ خبري از تعطيلي نبود ، همكارم رو هم سوار كردم و به راهمون ادامه داديم ، در راه به علت شدت برف تصميم به برگشتن گرفتيم ولي به دليل اينكه هم سربالايي بود( و ما زنجير چرخ نداشتيم) و هم ترافيك ، نتونستيم و با مكافات مسير 20 دقيقه اي منزل تا شركت را حدود دو ساعت و نيم طي كرديم ، چرا كه اتوبان كاملاً پر از ماشين و حركت به كندي صورت مي گرفت .

2-    در مسير ، از آنجايي كه وارد اتوبان مي شديم ، هميشه ماشين هاي پليس ، ايستاده بودند ولي در آن روز بحراني نه خبري از پليس و ماشين هاي پليس بود ، نه ماشين برف روب و نه خودروي اورژانس ، برف هم به شدت در حال بارش بود و هوا هم بسيار سرد ، راننده هاي ماشين به مانند اسكي بازان به روي يخ و برف تردد مي كردند . قابل ذكر است كه بارش برف از ساعت حدود 2 نيمه شب آغاز شده بود و ما ساعت 7 صبح در اتوبان بوديم يعني چيزي حدود 5 ساعت بعد از بارش برف!!!

3-    به شركت كه رسيديم ، حراست اعلام نمود كه به علت شدت برف شركت تعطيل است ولي ما كه در راه آمدن ديده بوديم كه مسير مقابل رفت ما در اتوبان قفل شده بود ، وارد شركت شديم و به انتظار بهبود وضعيت مانديم ، تعداد زيادي از همكاران با مشقت خود را به شركت رسانده بودند ، آنها هم از تعطيلي ها اظهار بي اطلاعي مي كردند!!

4-    ساعت 1 بعد از ظهر بود كه به علت اينكه هم هوا رو به تاريكي مي رفت و هم از شدت بارش كاسته نشده بود ، تصميم به خروج از شركت گرفتيم ، چرا كه احساس كرديم در صورت ماندن ، امكان بازگشت ، حداقل براي آنروز امكان پذير نمي باشد ، ماشين را در شركت گذاشتم و با ماشين يكي از دوستان حركت كرديم ، ماشين مرتب سر مي خورد و يا يا در آستانه گير كردن بود ، ماشين هاي زيادي در راه مانده بود ، حركت به كندي صورت مي گرفت ، كماكان از پليس ، ماشين امدادي و ماشين برف روب در جاده خبري نبود ، يك ساعتي بود كه حركت كرده بوديم ، راديو مرتب خبر از بسته شدن راهها و هواي سرد و قطعي گاز و .... خبر مي داد .

5-    ترافيك شديد ، ناشي از ليز بودن سطح جاده بخصوص قسمت سربالايي اتوبان و عدم توانايي خودروهاي بدون زنجير چرخ براي بالا رفتن از آن بود ، خودروي بنز پليسي در قسمت سمت راست اتوبان بدون زنجير چرخ ، در برف گير افتاده بود !!! ، ناگهان از قسمت سمت راست خودروهاي عبوري ، چند تويوتاي شاسي بلند به همراه پاجرو پليس راه از ميان برفها با سرعتي زياد  بي توجه به خودرو پليس در راه مانده به سوي جلو حركت كردند ، به علت توقف كامل خودروها ، ما از ماشين خودمان پياده شديم و به سوي خودروهاي ذكر شده كه اينك چند متري جلوتر ايستاده بودند حركت كرديم.

6-    به محل كه رسيديم ، دوربين هاي شبكه يك سيما را ديديم كه در حال فيلمبرداري و مصاحبه با افراد پياده شده از خودروهاي تازه رسيده بودند!! ، فرمانده پليس راه تهران و راهدار جاده ها بود كه در حال ارائه گزارش بودند ، در اين ميان دو ستوان دوم نيز از مصاحبه و رفت و آمد همكارانشان در ميان برف ها مرتب عكس مي گرفتند!!

7-    در همين ميان چشممان بالاخره به يك ماشين برف روب افتاد ، ولي متاسفانه در حال برف روبي در سمت ديگر اتوبان بود و دوربين هم كه گهگاه جهت لنز را به آن سو كج مي كرد!!!

8-    بعد از مصاحبه و رفتن آقايان ، ديگر تا پايان مسير دوباره هيچ ماشين پليس ، برف روب ، امداد و اورژانسي را نديديم.

9-    خلاصه به نزديكي منزل رسيديم ، گفتم مقداري نان تهيه كنم و به منزل بروم ، ولي به دو نانوايي نزديك كه رفتم ، انگار كه هر آنچه آدم در اين شهر پيدا مي شده به نانوايي آمده اند!!!

10-   از چند روز قبل از اين برف ، طي تماس با يكي از آشنايان در ساري ، خبر دار شدم كه چند روزي است گاز منزلشان قطع است ، پس از رسيدن به منزل مجدداً با آنها تماس گرفتم ، گاز هنوز قطع بود ، آن شخص مي گفت به علت شدت سرما و قطعي گاز و نبود نفت!!! ، از بازار يك بخاري برقي سه المنت دار را به مبلغ 400000 ريال يعني چيزي حدود 4 برابر مبلغ اصلي آن خريداري كردم و بدليل عدم گرمايش مناسب و همچنين وجود يك فرزند بيمار در منزل ، مجبور به استفاده از زغال براي گرم كردن اتاق ها شديم و متاسفانه به علت گاز گرفتگي و سرگيجه ، با ستون موجود در اتاق برخورد نموده و سه تا از دندانهايم از درون لثه دچار شكستگي شده كه مي بايست طي يك عمل جراحي آنها را درآورده و دندان جديد به جاي آنها بگذارم!!!

11-   همان شخص مي گفت كه پدرش بعد از چند روز كار در بين راه ، براي استراحت به منزل مي ايد و بدليل نبود گاز ، براي استحمام به حمام نمره در قائمشهر مي رود كه در كمال ناباوري ، حمامي ، نوبتي براي شش روز بعد به ايشان مي دهد!!!!!

12-  چند روز بعد از بحران برف ، راديو مرتب اعلام مي كرد كه هموطنان در شمال كشور ، از قطع نمودن درختان و استفاده از چوب آنها جهت گرمايش منزل خودداري نمايند!!

13-  قيمت پر نمودن يك پيك نيك در اين ايام در شهر ساري 50000 ريال ، هر قرص نان سنگگ 8000 ريال  و هر ليتر نفت 3500 ريال بوده است ( هزينه هايي كه در بازارآزاد!! پرداخت شده ) و افراد براي گرفتن كوپن نفت مي بايست در صف هاي طويل در جلوي فرمانداري حضور داشته باشند و براي دريافت نان حتماً مي بايست حداقل 5 ساعت را در صف بود!!!

14-  عدم وجود تاكسي ، لغو پروازها بدليل عدم وجود سيستمهاي ناوبري مناسب در فرودگاهها ، قطع گاز ، تعطيلي بي مورد در بعضي از روزها ( نه به خاطر سرما بلكه به دليل بحران گاز) ، مشكلات زياد در سرماي شديد در استانهاي مختلف از جمله مازندران ، اردبيل (  از نكات جالب پيدايش استفاده از لوله هاي پلاستيكي براي انتقال گاز در شهر خلخال باعث تعجب همگان گرديد!!!!) ، قزوين و .... ،  كمبود نان و مايحتاج اوليه ، عدم آمادگي نيروهاي واكنش سريع با توجه به اينكه چندين ساعت از بارش برف شديد گذشته بود و به احتمال زياد هواشناسي به دستگاههاي اجرايي هشدار به موقع داده بوده است!! ، عدم اعلام به موقع از طريق رسانه ها و ..... ، همه و همه از عدم مديريت صحيح و عدم وجود مديريت بحران در چنين شرايطي حكايت دارد ، حال در نظر بگيريد در صورتي كه خداي ناكرده زلزله اي در چنين شرايط رخ دهد چه مصيبت و مكافاتي گريبانگيرمان خواهد شد؟ مايي كه ادعاي ارائه راهكاربراي خروج از بحران هاي مختلف براي جهانيان داريم ، چرا اينگونه در يك مورد برف ( با قبول شرايط بي سابقه بودن و ...) ، تمام سيستم خدمات رساني و خدمات دهي دچار يخ زدگي ناشي از سوء مديريت مي شويم؟

15- شرايط بالا را با تمام زواياي پنهانش در نظر بگيريد ، به آنها اين موارد هم اضافه نمائيد كه وارد مغازه اي مي شوي و مي خواهي تخم مرغ بخري ، قيمت آنرا دانه اي 120 تومان اعلام مي كنند ، پودر لباسشويي هم كه قربونش برم!! موجود نيست. برمي گردي منزل ، اخبار را گوش مي دي ، وزير بازرگاني دارد راجع به تايد و تخم مرغ صحبت مي نمايد ، روزنامه را مطالعه مي كني ، وزير اعلام نموده كه قيمت پودر لباسشويي 330 تومان است و از مغازه گران نخريد ( آخه يكي نيست بگه كه بابا جون اگه به مغازه دار بگم كه وزير گفته بيشتراز 330 تومان نده ، چه پاسخي حواله من و وزير خواهد كرد؟!!!) ، تعجب مي كنم و اندكي كه چه عرض كنم ، خيلي زياد ناراحت مي شوم كه در اين مملكت عريض و طويل ما و با اين همه سرمايه و .... ، وزير بازرگاني ما بيايد وراجع به كمبود تخم مرغ و پودر لباسشويي و ... صحبت نمايد ، به نظر شما با وجود اين همه مسائل كلان مملكتي بخصوص در حوزه بازرگاني ، صحبت از اين ها محلي از اعراب دارد يا نه؟ آيا هنوز مردم ما مي بايست براي تهيه اين چيزهاي اوليه و ابتدايي نيز دچار مشكل باشند ؟ آيا.....

16-  براي دهه محرم بليط تهيه نمودم كه به بوشهر بيائيم ، روز موعود به هر تاكسي سرويسي كه زنگ مي زديم يا بنزين نداشتند و يا ماشين !! ، به ناچار با ماشين خودم به فرودگاه آمديم ، 5 روز را در بوشهر بوديم ، زماني كه برگشتيم ، پاركينگ فرودگاه مهر آباد مبلغ 209000 ريال بابت 5 روز توقف را طلب نمود ، در مقابل اعتراض به اينكه دوماه پيش براي همين مدت مبلغ حدود 70000ريال پرداخت نموده ام اعلام نمود كه با توجه به اينكه فرودگاه اجاره پاركينگ را براي ما اضافه نموده ، ما نيز حق پاركينگ را افزايش داده ايم !!! ، واقعاً كه چه گل وبلبلي دچار شده ايم ، نه تورمي داريم و نه تحولي!! ، تازه براي پرواز به بوشهر كه ساعت 50/2 دقيقه بود ، بعد از بيش از چهار ساعت تاخير ، نه خبري از عذر خواهي بود و نه خبري از پرداخت جريمه هاي تاخير ( كه قبلاً خبرش را به كررات داده بودند!!!) ، ضمن اينكه در سالن نيز به علت تاخير بيش از حد هواپيماهاي ديگر خطوط نيز ، جايي براي نشستن افراد گير نمي آمد ، و خيلي ها ايستاده در سالن منتظر پرواز بودند.

17-  مورد جالبي كه در روز پرواز برايم پيش آمد ، اين بود كه بعد از پيگيري مورد تاخير ، يكي از افراد حاضر در قسمت ترافيك هما اعلام كرد كه هواپيما نقص فني ندارد بلكه به دليل كمبود هواپيما ، پرواز شما در ساعت مقرر انجام نشده و به جاي ان پرواز به سوي  عسلويه انجام شده و بعد از آن پرواز شما صورت خواهد گرفت!!! ( ياد اتوبوس هاي واحد افتادم!)

18-  چند سال پيش هنگامي كه بدليل هواي سرد و قطعي گاز دولت اعلام نمود كه جريمه قطعي گاز در هواي سرد را به مشتركين مي پردازد( راست و دروغ پرداخت گردن خودشان!!) ، نوشتم كه در اين صورت تكليف مردمي كه در گرماي شديد تابستان جنوب  دچار قطعي برق و آب مي شوند چه مي شود ، آيا براستي كسي هست كه حتي به دروغ اعلام نمايد كه از سوي دولت به آنها نيز جريمه قطعي پرداخت خواهد شد؟

19-  با توجه به اينكه استاندارد جهاني براي جايگاههاي CNG به ازاء هر 1000 خودرو يك جايگاه مي باشد و با نظر به توليد روزانه حدود 1400 خودروي گاز سوز در يكي از شركت هاي خودروساز و با عنايت به وجود تنها 385 جايگاه سوخت رساني CNG در سطح كشور و همچنين مشكلات عديده بوجود آمده براي گاز و افت فشار جايگاهها و كمبود شديد گاز و همچنين كم نمودن سهميه بنزين خودروهاي دوگانه سوز و صف هاي كيلومتري گاز در بعضي از شهر ها از جمله تهران ، به نظر شما در اين خصوص چه بايد كرد؟

20-  موارد بالا به نظر من ناشي از سوء مديريت و عدم وجود مديريت بحران در سطوح بالاي اجرايي كشور است ، وگرنه وزارتخانه اي كه وزيرش بابت تخم مرغ بخواهد جلسه مطبوعاتي يا رسانه اي بگذارد و يا رئيس جمهور مردم را به استفاده از كرسي و والور نفتي  به دليل كمبود گاز تشويق نمايد و يا پروازهاي هواپيما اينگونه باشد و حمام نمره آن به مانند پزشكان حاذق و متخصص نوبت شش روزه دهند و يا اينكه نان 800 توماني و گاز 5000 توماني بخري و... به جز سوء مديريت چه مي تواند داشته باشد؟  

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:54  توسط فرزان اسدي  | 

1-     از سال ها پيش استان هاي اطراف پس از پيدا شدن منابع غني نفت و گاز در عسلويه به فكر انفكاك آن از استان بوشهر بودند كه اين مورد تا كنون باعث يكسري مسائل گرديده كه همگان خود بر آن واقفند.

2-    مهر زادگاه آقاي موسوي لاري وزير سابق دولت اصلاحات كه نزديك به عسلويه بود، در يك فعل و انفعال !!!!! قرار بر اتصال به عسلويه بود و مي رفت كه عسلويه به مهر وصل و ... پس از تحت پوشش رفتن عسلويه ، استان فارس بدينگونه به دريا متصل گردد كه با هوشياري مردم و نشريات به خير گذشت!!!

3-    چند ماه پيش رئيس جمهور در جمع مردم ، منطقه اي را كه ساليان سال باعث اختلاف بين آباده و اقليد بود را در يك سخنراني به طرف ديگر داد و پس از آن در گيري ها و اغتشاشات در آن منطقه شروع شد و باقي ماجرا.

4-    در نشريات و خبرگزاري ها اعلام مي گردد كه رئيس جمهور به استان بوشهر مي آيد( دي ماه۸۶ ) ، ولي بلافاصله اعلام مي گردد كه سفر رئيس جمهور لغو گرديده است ، ولي دو روز بعد از لغو سفر ايشان به استان بوشهر ، ايشان در استان فارس حاضر شده و اتوبان فيروزآباد جم ( به جاي جم فيروز آباد) را افتتاح مي نمايد ( قرار بود كه اين اتوبان از سمت جم به فيروز آباد افتتاح شود) كه هر چند ممكن است بعضي ها بگويند كه چه اشكالي دارد ، مهم اينست كه افتتاح شد ، ولي اگر بار هاي سياسي و منطقه اي اين موضوع را بازنگري نمايند به عمق موضوع پي خواهند برد.

5-    بخشي از سخنان احمدي نژاد در ميان مردم در سفر به استان فارس : احمدی نژاد با تاکيد بر اينکه پروژه راه آهن شيراز - اصفهان نيز بايد تا سال آينده افتتاح شود، خاطر نشان کرد: اين درست نيست که مردم  40 سال منتظر افتتاح پروژه ای باشند و بايد گفت که اين مسئله قابل تحمل نيست.

           6 -     رئيس جمهور گفت: عمليات اجرايی هفت واحد پتروشيمی که قرار بود در فارس احداث شود شروع شده و بايد اعلام کرد اگر خوزستان قطب نفت است، فارس نيز قطب گاز کشور محسوب می شود.

         7 -  عسلويه و ديرو جم را و در كل استان بوشهر را در دنيا به نام انرژي هسته اي و گاز مي شناسند ، بزرگترين مخازن گازي دنيا و .... در اينجاست ، چگونه است كه اين مهم را  تاكنون به اطلاع حضرات نرسانده اند!!! ، خدا عالم است ولي به نظر من رئيس جمهور اين جملات را قرار بوده در سخنراني خود  در بين مردم بوشهر بيان نمايد و پس از لغو سفر ، احتمالاً كلمه " نزديك" را قبل از قطب فراموش كرده اند كه بگذارند بدينگونه : فارس نيز "نزديك" قطب گاز كشور محسوب مي شود!!!!!!!!!!! .

         8- نمايندگان و  استاندار بوشهر بايد توجه داشته باشند كه گاهي اوقات بازي با كلمات و يا به كار بردن اشتباه  بعضي صفات!! ، باعث بوجود آمدن تنش هايي مي گردد كه خداي ناكرده ممكن است مشاجراتي را در آينده بدنبال داشته باشد ، وگرنه بطور مثال نام " خليج فارس" و يا " خليج عربي " و يا " خليج " ، هيچكدام محدوه  اين دريا را عوض نمي كند ، بلكه ................ .

9- مشكلات ، كمبودها و بي مهري ها در راه بهبود وضعيت زندگي و معيشتي مردم ، عسلويه ، نخل تقي و ... وجود دارد ، ولي همگان بدانند كه عسلويه پاره تن استان بوشهر است ، حتي تفكرات جدايي آن از استان بوشهر ، با ديواره انساني جوانان اين استان روبرو خواهد شد ، استان بوشهر ، مهد دلير مردان و شير زنان جنوبي است ، از گناوه و ديلم ، دشتي و دشتستان و تنگستان  تا كنگان و دير وجم ، عسلويه و نخل تقي همگي يكصدا نام استان بوشهر را  در كناره خليج فارس فرياد مي كنند .

10- ديروز حذف ته لنجي ( فشار بر ملوانان استان و ركود در بازار استان) ، امروز حذف موجوديت منطقه اي ، فردا ......................؟؟!!!!! َ ولی به هر حال احمدی نژاد بايد بپذيرد که اشتباه کرده است َ چرا که استان بوشهر قطب گاز ايران است و لاغير.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 15:8  توسط فرزان اسدي  | 

غلامرضا تختی در روز پنجم شهریور ماه ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متوسط در محلهٔ خانی‌آباد تهران به دنیا آمد. " رجب خان" (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگ‌تر بودند. " حاج قلی"، پدر بزرگ غلامرضا، فروشندهٔ خوار و بار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف می‌کنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می‌نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی آباد به حاج قلی تختی شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانواده‌های رجب خان منتقل شد و به " نام خانوادگی" تبدیل شد. رجب خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه‌آهن زمینی خریده و یک یخچال طبیعی احداث کرده بود واز همین راه مخارج زندگی خانوادهٔ پرجمعیت خود را تأمین می‌کرد نخستین واقعه‌ای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربه‌ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تأمین معاش خانوادهٔ ناچارشد خانهٔ مسکونی خود را گرو بگذارد. شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانی آباد درس خواند و در سال ۱۳۲۹ به سبب علاقه به کشتی و ورزش باستانی به باشگاه پولاد رفت. تختی در دوران زندگی ورزشی اش رکورد دار شرکت در المپیک‌ها و کسب بیشترین مدال از این آوردگاه بود. درچهار دوره المپیک حضور داشت و حاصل آن یک طلا، دو نقره و یک عنوان چهارم بود که در کشی ایران این امر اتفاق نادری است. جهان پهلوان علاوه بر قهرمانی، به لحاظ منش و رفتار انسانی و سجایای اخلاقی پسندیده و جوانمردی و نوع دوستی شهره خاص و عام بوده است. او زندگی خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختی در ورزش باستانی و کشتی پهلوانی نیز دارای تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ایران شد و هر بار کشتی گیران نامداری را مغلوب کرد. وی چهار ماه پس از بازگشت از آخرین سفر خود (تولیدو، ۱۹۶۶) در آبان ماه سال ۱۳۴۵ زندگی مشترک خود را با همسرش آغاز کرد؛ که حاصل آن تولد بابک در سال ۱۳۴۶ بود و سرانجام پس از گذشت چهار ماه از تولد فرزندش خبر درگذشت جهان پهلوان همه را در اندوهی عظیم و بهتی شگفت انگیز فرو برد در مورد قتل و یا خودکشی وی دلایلی همچون ناراحتی های روحی و مشکلات مالی آوردند ولی هیچ گونه بازرسی برای قتل وی به صورت جدی شکل نگرفته است ،بابک فرزند غلامرضا تختی ، کوچکترین فرزند او بود که با منیرو روانی پور نویسنده شهیر بوشهری ازدواج نمود و حاصل این ازدواج تولد غلامرضایی دیگر است که منهم به مانند دیگر ایرانیان دوست دارم که او پا جای پای جهان پهلوان بگذارد و ...... . روحش شاد و یادش گرامی باد .

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:1  توسط فرزان اسدي  | 

در يكي از پستهاي قبلي كه در رابطه با سهميه بندي بنزين نوشته بودم ( اصرار بر اجراي طرح هاي شكست خورده جهاني ، چرا؟) ، به بررسي شرايط گاز سوز كردن خودروها ، امكانات ، فرصت ها و تهديدهاي آن پرداخته بودم ، همچنين ازاجراي اين طرح با توجه به مخالفت مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي با نوشتم ، معايب و مشكلات آنرا بدليل مناسب نبودن زير ساخت هاي آن نوشتم و...... .

آن چيزي كه الان بر آن شدم كه بنويسم براي اينست كه ، امروز صبح كه بعد از تعطيلي عيد غدير به سركار آمدم ، مشاهده كردم كه همانند بعضي از روزهاي هفته هاي قبل ، مجدداً گاز شركت قطع مي باشد و از چاي گرم در اين هواي سرد خبري نيست .

نوع غذاي رستوران هم با توجه به نبود گاز تغيير كرده بود .

چند روز قبل نيز به علت افت فشار ، گاز چند وزارت خانه قطع شده بود .

.

.

.

اين ها به كنار ، اين گفته آقاي مهندس قلعه باني ، مدير عامل گروه خودروسازي سايپا در افتتاحيه نخستين همايش تخصصي خودروهاي دوگانه سوز را توجه بفرمائيد :

ايشان گفتند كه " دولت و وزارت نفت به ما فشار وارد مي كردند كه خودروي دوگانه سوز توليد نمائيد ، با مشكلات فراوان اينكار را كرديم ، استاندارد جايگاه سوخت گاز در جهان به ازاء هر 1000 خودرو يك جايگاه است ، با توجه به توليد روزانه 1400 خودروي دوگانه سوز در شركت سايپا و تعدادي بيشتر از اين در ايران خودرو ، دولت تا كنون فقط 385 جايگاه گاز در سراسر كشور به بهره برداري رسانده است !!!! "

جالب تر اينكه در سال 85 گزارشي از روند احداث و تعداد جايگاههاي ارائه دهنده گاز را سازمان بهينه سازي مصرف سوخت دريافت نموديم ، زماني كه جدول استان بوشهر را نگاه كردم ، تعداد جايگاههاي در حال ساخت در سال 85 را 1 نوشته بودند ولي چند ماه بعد ، در سال 86 صدا وسيما ، استاندار بوشهر را درحال كلنگ زني ساخت اولين جايگاه CNG نشان مي داد .

حال به نظر شما كداميك را مي بايست قبول كرد : دم خروس يا ...... ؟!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 7:54  توسط فرزان اسدي  | 

1-     وزارت كشور عربستان اعلام كرد كه يك گروه تروريستي را كه قصد انجام اعمال تروريستي در مناسك حج امسال رو داشته دستگير كرده است و هيچ اطلاعات ديگري را نداده است ، حال اولين چيزي كه در اذهان متبادر مي شود با توجه به حضور آقاي احمدي نژاد در مناسك حج امسال ، چه مي تواند باشد؟

2-     مدتها است كه از مصرف بي رويه بنزين در كشور حرف مي زنيم و .... ، ولي تاكنون آمده ايم بگوئيم ، بطور مثال كم بودن تعداد جايگاههاي سوخت رسان ، باعث معطلي و به هدر رفتن بنزين نمي شود( حتي زمان اندك را ضربدر تعداد خودروها در سطح كشور كنيد) ، استاندارد نبودن جاده هاي كشور و وجود پستي و بلندي و چاله در جاده ها ، عدم اصلاح هندسي جاده ها و پيچ هاي آنها ، وجود سرعت گيرهاي متعدد و غير كارشناسانه ، مسدود نمودن محل هاي دور زدن در بعضي خيابان ها و جاده ها ( اگر مهندسي طراحي شده است ، چرا بعد از مدتي با سنگ و مانع آنها را مي بندند؟ ) ، عرض كم جاده ها و خيابانها و ايجاد ترافيك هاي بي مورد ، عدم ارائه بنزين مرغوب و .... و موارد ديگر از جمله مواردي است كه باعث افزايش مصرف سوخت مي گردد كه متاسفانه ما فقط ديدمان را به روي مصرف كننده باز نموده ايم واز مديريت خويش غافل مانده ايم.

3-     نيروهاي نظامي و انتظامي از مظاهر قدرت كشور هستند ، اين درحالي است كه اولين چيزي كه از اين نيروهها جداي از حفظ نظم وامنيت طلب مي شود ، حفظ ظاهر مي باشد ، كه منظور طريقه پوشش آنها مي باشد كه متاسفانه ، بعضاً مشاهده مي گردد كه حتي با وجود تعداد زيادي درجه به روي دوش فرد ، متاسفانه كفش واكس نزده ، لباس چروك و گاهاً كثيف و... باعث ناراحتي افراد جامعه مي گردد ، البته از حق نگذريم كه بعضي از افراد آنها نيز واقعاً با ظاهري آراسته حضور دارند ، به طور مثال ديروز حوالي ميدان آزادي ، يك جواني با لباس فرم نيروي هوايي رو مشاهده كردم كه واقعاً برايم باعث غرور بود ، چرا كه كفش هاي واكس زده ، لباس اطو كرده و مرتب داشت ، اين نشان مي داد كه اين شخص براي سازمان و محل كارش ارزش واقعي قائل است .

4-     روز جمعه عيد قربان بود و شب آن شب يلدا ، از روز پنجشنبه ، شبكه هاي مختلف سيما به جاي برنامه هاي شاد ، مرتب حرف ، حرف و حرف !!!! را پخش مي كردند و تا روز جمعه و حتي شب يلدا دريغ از يك برنامه شاد و مهيج براي خانواده ها ، روي گرداني مردم از تلويزيون داخلي و بهره گيري از شبكه هاي ماهواره اي به نظر شما دليلي ديگر مي تواند داشته باشد؟