1- روز يكشنبه بود ، براي رفتن به محل كار آماده شدم ، همين كه درب منزل رو باز كردم ديدم كه ديشب عجب برفي باريده و هنوز هم ادامه داشت و با شدت مي باريد ، راديوي ماشين رو روشن كردم ، هيچ خبري از تعطيلي نبود ، همكارم رو هم سوار كردم و به راهمون ادامه داديم ، در راه به علت شدت برف تصميم به برگشتن گرفتيم ولي به دليل اينكه هم سربالايي بود( و ما زنجير چرخ نداشتيم) و هم ترافيك ، نتونستيم و با مكافات مسير 20 دقيقه اي منزل تا شركت را حدود دو ساعت و نيم طي كرديم ، چرا كه اتوبان كاملاً پر از ماشين و حركت به كندي صورت مي گرفت .
2- در مسير ، از آنجايي كه وارد اتوبان مي شديم ، هميشه ماشين هاي پليس ، ايستاده بودند ولي در آن روز بحراني نه خبري از پليس و ماشين هاي پليس بود ، نه ماشين برف روب و نه خودروي اورژانس ، برف هم به شدت در حال بارش بود و هوا هم بسيار سرد ، راننده هاي ماشين به مانند اسكي بازان به روي يخ و برف تردد مي كردند . قابل ذكر است كه بارش برف از ساعت حدود 2 نيمه شب آغاز شده بود و ما ساعت 7 صبح در اتوبان بوديم يعني چيزي حدود 5 ساعت بعد از بارش برف!!!
3- به شركت كه رسيديم ، حراست اعلام نمود كه به علت شدت برف شركت تعطيل است ولي ما كه در راه آمدن ديده بوديم كه مسير مقابل رفت ما در اتوبان قفل شده بود ، وارد شركت شديم و به انتظار بهبود وضعيت مانديم ، تعداد زيادي از همكاران با مشقت خود را به شركت رسانده بودند ، آنها هم از تعطيلي ها اظهار بي اطلاعي مي كردند!!
4- ساعت 1 بعد از ظهر بود كه به علت اينكه هم هوا رو به تاريكي مي رفت و هم از شدت بارش كاسته نشده بود ، تصميم به خروج از شركت گرفتيم ، چرا كه احساس كرديم در صورت ماندن ، امكان بازگشت ، حداقل براي آنروز امكان پذير نمي باشد ، ماشين را در شركت گذاشتم و با ماشين يكي از دوستان حركت كرديم ، ماشين مرتب سر مي خورد و يا يا در آستانه گير كردن بود ، ماشين هاي زيادي در راه مانده بود ، حركت به كندي صورت مي گرفت ، كماكان از پليس ، ماشين امدادي و ماشين برف روب در جاده خبري نبود ، يك ساعتي بود كه حركت كرده بوديم ، راديو مرتب خبر از بسته شدن راهها و هواي سرد و قطعي گاز و .... خبر مي داد .
5- ترافيك شديد ، ناشي از ليز بودن سطح جاده بخصوص قسمت سربالايي اتوبان و عدم توانايي خودروهاي بدون زنجير چرخ براي بالا رفتن از آن بود ، خودروي بنز پليسي در قسمت سمت راست اتوبان بدون زنجير چرخ ، در برف گير افتاده بود !!! ، ناگهان از قسمت سمت راست خودروهاي عبوري ، چند تويوتاي شاسي بلند به همراه پاجرو پليس راه از ميان برفها با سرعتي زياد بي توجه به خودرو پليس در راه مانده به سوي جلو حركت كردند ، به علت توقف كامل خودروها ، ما از ماشين خودمان پياده شديم و به سوي خودروهاي ذكر شده كه اينك چند متري جلوتر ايستاده بودند حركت كرديم.
6- به محل كه رسيديم ، دوربين هاي شبكه يك سيما را ديديم كه در حال فيلمبرداري و مصاحبه با افراد پياده شده از خودروهاي تازه رسيده بودند!! ، فرمانده پليس راه تهران و راهدار جاده ها بود كه در حال ارائه گزارش بودند ، در اين ميان دو ستوان دوم نيز از مصاحبه و رفت و آمد همكارانشان در ميان برف ها مرتب عكس مي گرفتند!!
7- در همين ميان چشممان بالاخره به يك ماشين برف روب افتاد ، ولي متاسفانه در حال برف روبي در سمت ديگر اتوبان بود و دوربين هم كه گهگاه جهت لنز را به آن سو كج مي كرد!!!
8- بعد از مصاحبه و رفتن آقايان ، ديگر تا پايان مسير دوباره هيچ ماشين پليس ، برف روب ، امداد و اورژانسي را نديديم.
9- خلاصه به نزديكي منزل رسيديم ، گفتم مقداري نان تهيه كنم و به منزل بروم ، ولي به دو نانوايي نزديك كه رفتم ، انگار كه هر آنچه آدم در اين شهر پيدا مي شده به نانوايي آمده اند!!!
10- از چند روز قبل از اين برف ، طي تماس با يكي از آشنايان در ساري ، خبر دار شدم كه چند روزي است گاز منزلشان قطع است ، پس از رسيدن به منزل مجدداً با آنها تماس گرفتم ، گاز هنوز قطع بود ، آن شخص مي گفت به علت شدت سرما و قطعي گاز و نبود نفت!!! ، از بازار يك بخاري برقي سه المنت دار را به مبلغ 400000 ريال يعني چيزي حدود 4 برابر مبلغ اصلي آن خريداري كردم و بدليل عدم گرمايش مناسب و همچنين وجود يك فرزند بيمار در منزل ، مجبور به استفاده از زغال براي گرم كردن اتاق ها شديم و متاسفانه به علت گاز گرفتگي و سرگيجه ، با ستون موجود در اتاق برخورد نموده و سه تا از دندانهايم از درون لثه دچار شكستگي شده كه مي بايست طي يك عمل جراحي آنها را درآورده و دندان جديد به جاي آنها بگذارم!!!
11- همان شخص مي گفت كه پدرش بعد از چند روز كار در بين راه ، براي استراحت به منزل مي ايد و بدليل نبود گاز ، براي استحمام به حمام نمره در قائمشهر مي رود كه در كمال ناباوري ، حمامي ، نوبتي براي شش روز بعد به ايشان مي دهد!!!!!
12- چند روز بعد از بحران برف ، راديو مرتب اعلام مي كرد كه هموطنان در شمال كشور ، از قطع نمودن درختان و استفاده از چوب آنها جهت گرمايش منزل خودداري نمايند!!
13- قيمت پر نمودن يك پيك نيك در اين ايام در شهر ساري 50000 ريال ، هر قرص نان سنگگ 8000 ريال و هر ليتر نفت 3500 ريال بوده است ( هزينه هايي كه در بازارآزاد!! پرداخت شده ) و افراد براي گرفتن كوپن نفت مي بايست در صف هاي طويل در جلوي فرمانداري حضور داشته باشند و براي دريافت نان حتماً مي بايست حداقل 5 ساعت را در صف بود!!!
14- عدم وجود تاكسي ، لغو پروازها بدليل عدم وجود سيستمهاي ناوبري مناسب در فرودگاهها ، قطع گاز ، تعطيلي بي مورد در بعضي از روزها ( نه به خاطر سرما بلكه به دليل بحران گاز) ، مشكلات زياد در سرماي شديد در استانهاي مختلف از جمله مازندران ، اردبيل ( از نكات جالب پيدايش استفاده از لوله هاي پلاستيكي براي انتقال گاز در شهر خلخال باعث تعجب همگان گرديد!!!!) ، قزوين و .... ، كمبود نان و مايحتاج اوليه ، عدم آمادگي نيروهاي واكنش سريع با توجه به اينكه چندين ساعت از بارش برف شديد گذشته بود و به احتمال زياد هواشناسي به دستگاههاي اجرايي هشدار به موقع داده بوده است!! ، عدم اعلام به موقع از طريق رسانه ها و ..... ، همه و همه از عدم مديريت صحيح و عدم وجود مديريت بحران در چنين شرايطي حكايت دارد ، حال در نظر بگيريد در صورتي كه خداي ناكرده زلزله اي در چنين شرايط رخ دهد چه مصيبت و مكافاتي گريبانگيرمان خواهد شد؟ مايي كه ادعاي ارائه راهكاربراي خروج از بحران هاي مختلف براي جهانيان داريم ، چرا اينگونه در يك مورد برف ( با قبول شرايط بي سابقه بودن و ...) ، تمام سيستم خدمات رساني و خدمات دهي دچار يخ زدگي ناشي از سوء مديريت مي شويم؟
15- شرايط بالا را با تمام زواياي پنهانش در نظر بگيريد ، به آنها اين موارد هم اضافه نمائيد كه وارد مغازه اي مي شوي و مي خواهي تخم مرغ بخري ، قيمت آنرا دانه اي 120 تومان اعلام مي كنند ، پودر لباسشويي هم كه قربونش برم!! موجود نيست. برمي گردي منزل ، اخبار را گوش مي دي ، وزير بازرگاني دارد راجع به تايد و تخم مرغ صحبت مي نمايد ، روزنامه را مطالعه مي كني ، وزير اعلام نموده كه قيمت پودر لباسشويي 330 تومان است و از مغازه گران نخريد ( آخه يكي نيست بگه كه بابا جون اگه به مغازه دار بگم كه وزير گفته بيشتراز 330 تومان نده ، چه پاسخي حواله من و وزير خواهد كرد؟!!!) ، تعجب مي كنم و اندكي كه چه عرض كنم ، خيلي زياد ناراحت مي شوم كه در اين مملكت عريض و طويل ما و با اين همه سرمايه و .... ، وزير بازرگاني ما بيايد وراجع به كمبود تخم مرغ و پودر لباسشويي و ... صحبت نمايد ، به نظر شما با وجود اين همه مسائل كلان مملكتي بخصوص در حوزه بازرگاني ، صحبت از اين ها محلي از اعراب دارد يا نه؟ آيا هنوز مردم ما مي بايست براي تهيه اين چيزهاي اوليه و ابتدايي نيز دچار مشكل باشند ؟ آيا.....
16- براي دهه محرم بليط تهيه نمودم كه به بوشهر بيائيم ، روز موعود به هر تاكسي سرويسي كه زنگ مي زديم يا بنزين نداشتند و يا ماشين !! ، به ناچار با ماشين خودم به فرودگاه آمديم ، 5 روز را در بوشهر بوديم ، زماني كه برگشتيم ، پاركينگ فرودگاه مهر آباد مبلغ 209000 ريال بابت 5 روز توقف را طلب نمود ، در مقابل اعتراض به اينكه دوماه پيش براي همين مدت مبلغ حدود 70000ريال پرداخت نموده ام اعلام نمود كه با توجه به اينكه فرودگاه اجاره پاركينگ را براي ما اضافه نموده ، ما نيز حق پاركينگ را افزايش داده ايم !!! ، واقعاً كه چه گل وبلبلي دچار شده ايم ، نه تورمي داريم و نه تحولي!! ، تازه براي پرواز به بوشهر كه ساعت 50/2 دقيقه بود ، بعد از بيش از چهار ساعت تاخير ، نه خبري از عذر خواهي بود و نه خبري از پرداخت جريمه هاي تاخير ( كه قبلاً خبرش را به كررات داده بودند!!!) ، ضمن اينكه در سالن نيز به علت تاخير بيش از حد هواپيماهاي ديگر خطوط نيز ، جايي براي نشستن افراد گير نمي آمد ، و خيلي ها ايستاده در سالن منتظر پرواز بودند.
17- مورد جالبي كه در روز پرواز برايم پيش آمد ، اين بود كه بعد از پيگيري مورد تاخير ، يكي از افراد حاضر در قسمت ترافيك هما اعلام كرد كه هواپيما نقص فني ندارد بلكه به دليل كمبود هواپيما ، پرواز شما در ساعت مقرر انجام نشده و به جاي ان پرواز به سوي عسلويه انجام شده و بعد از آن پرواز شما صورت خواهد گرفت!!! ( ياد اتوبوس هاي واحد افتادم!)
18- چند سال پيش هنگامي كه بدليل هواي سرد و قطعي گاز دولت اعلام نمود كه جريمه قطعي گاز در هواي سرد را به مشتركين مي پردازد( راست و دروغ پرداخت گردن خودشان!!) ، نوشتم كه در اين صورت تكليف مردمي كه در گرماي شديد تابستان جنوب دچار قطعي برق و آب مي شوند چه مي شود ، آيا براستي كسي هست كه حتي به دروغ اعلام نمايد كه از سوي دولت به آنها نيز جريمه قطعي پرداخت خواهد شد؟
19- با توجه به اينكه استاندارد جهاني براي جايگاههاي CNG به ازاء هر 1000 خودرو يك جايگاه مي باشد و با نظر به توليد روزانه حدود 1400 خودروي گاز سوز در يكي از شركت هاي خودروساز و با عنايت به وجود تنها 385 جايگاه سوخت رساني CNG در سطح كشور و همچنين مشكلات عديده بوجود آمده براي گاز و افت فشار جايگاهها و كمبود شديد گاز و همچنين كم نمودن سهميه بنزين خودروهاي دوگانه سوز و صف هاي كيلومتري گاز در بعضي از شهر ها از جمله تهران ، به نظر شما در اين خصوص چه بايد كرد؟
20- موارد بالا به نظر من ناشي از سوء مديريت و عدم وجود مديريت بحران در سطوح بالاي اجرايي كشور است ، وگرنه وزارتخانه اي كه وزيرش بابت تخم مرغ بخواهد جلسه مطبوعاتي يا رسانه اي بگذارد و يا رئيس جمهور مردم را به استفاده از كرسي و والور نفتي به دليل كمبود گاز تشويق نمايد و يا پروازهاي هواپيما اينگونه باشد و حمام نمره آن به مانند پزشكان حاذق و متخصص نوبت شش روزه دهند و يا اينكه نان 800 توماني و گاز 5000 توماني بخري و... به جز سوء مديريت چه مي تواند داشته باشد؟