در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت. همین طور روز پنجم هر ماه که نامش سپندارمذ است - با ماه سپندارمذ (اسفند) همنام میشود ، این روز به نام «زن» و «زمین» نامگذاری شده است . جالب است بدانید که این روز در تقویم نوی ایرانی برابر است با 29 بهمن ، این روز «سپندار مذگان» یا «اسفندار مذگان»، «اسپندارمدگان»، «اسفندارمدگان»، «سپندارمدگان»، «اسپندارمذگان»، «اسفندار»، «اسفندگان» نام داشته است.
«سپندار مذ» به معني نگهبان و پاسبان زمین است، زمین دارای دو گونه ویژگی همسان با زن است:
· باروری، باردهی،آفرینندگی و زایندگی
· فروتنی، گذشت و بردباری
بنابراین زمین نماد عشق و دلدادگی است چون به همه عشق میورزد و زندگی را بارور میکند ، زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را با بردباری چون مادری در دامان پر مهر خود جا میدهد. از همین رو در فرهنگ باستان «اسپندار مذگان» را نماد عشق میپنداشتند.
در ایران باستان ، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد ، بلکه از بیست قرن پیش از میلاد ، در این روز زنان به شوهران خود با مهر ارمغان می دادند . مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده ، به آنها ارمغان داده و از آنها فرمانبرداری می کردند. هر مردی در اين ماه و به ویژه در اين روز بر همسر نامهربانی کند «سپندارمذ» از او نا امید گشته و روی میگرداند كه خوشنودی این فرشته در اين ماه مهربانی و عشق ورزی به همسر است. و هر نامهربانیای ناسپاسی به این فرشته شمرده میشود.
مردم ایران از آن میان مردم هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به فراخور های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، روش زندگی، خوی، فلسفه زندگی و روی هم رفته جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است به گونه اي كه به جاي رواج فرهنگ خودي ، فرهنگ بيگانگان را رواج داده و جايگزين كرده ايم كه نمونه بارز آن جشن روز ولنتاين است كه اروپائيان با الگوبرداري از اين آئين ايراني و رواج آن باعث جذب جوانان ما به فرهنگ خودشان گرديده اند ، پس بنگريد درصورتي كه فرهنگ خودي و ايراني را رواج دهيم چه استقبالي از آن خواهد شد ؟