1- ديروز جشنواره گلهاي لاله در گچسر بود . جاي همه خالي چه زيبايي و چه طراوتي . به معناي تمام ، بهشت بود.
اونجا باغبان مرتب سوت مي زد كه آقايون ، خانوما تو رو خدا به درون باغچه ها نرويد ، به پاي همه اينها ماهها زحمت كشيده شده ، انگار نه انگار!!! .
خانمي در ميان يكي از باغچه ها ولو شده بود تا شوهرش از او عكس بگيرد ، غافل از اينكه در زير پايش چند لاله زيبا له شده بودند تا او عكسي با نماي زيبا داشته باشد!!
با خودم فكر كردم كه آيا زماني خواهد رسيد كه مردم ما خودشون رعايت مسائل اينچنيني را بكنند ؟ ( فرهنگ ايراني را چه شد؟)
2- در وبلاگ مرد نفتي " دكتر آذين " مطلبي رو خوندم با اين مضمون كه يك توريست چيني در فرودگاه مهرآباد با يك كارگر براي عدم باز پس دادن مابقي پولش در حال بحث بوده اند كه پس از پيگيري مشخص شد كه اين كارگر براي 1000 تومان كه مي خواسته اضافه بر دارد آبروي خودش ومملكت و .... را برده و ... .( فرهنگ ايراني را چه شد؟)
3- دوستي ، چند وقت پيش بلوتوثي را نشان مي داد كه حاكي از روسپيگري با استفاده از فناوري مخابراتي يا روسپيگري ديجيتالي بود!!! به اين ترتيب كه اعمال مذكور را با نرخ نازل!!! بهمراه شماره تلفن اعلام كرده بود و جالب تر اينكه آن دوست براي اطمينان ، تماس هم گرفته بود و از صحت آن نيز مطمئن شده بود !!!!!( عزت ايراني را چه شد؟)
4- امروز صبح دوستي زنگ زد و از وضع موجود در شركتشان اعلام نارضايتي مي كرد ، او مي گفت اينك بعد از حدود 7 سال سابقه كاري او را بكار گل!! گماشته اند و از او نيز به دليل وجود يك بند درقرار داد مبني بر " هر جا و هر زمان كه شركت بخواهد بايد مشغول كار شوي " نمي توانست شكايتي كند ، حال او مانده بود با اين حقوق واقعاً ناچيز براي يك تحصيلكرده و عدم وجود كار جديد و ... و در صدد راه اندازي يك كار آزاد بود بدون داشتن سرمايه اي!!! گفت ممكنه برم دستفروشي و ... .(!!!!)
5- پارسال دوستي از دوستان را كه صاحب يكي از بزرگترين شركت هاي بزرگ مواد غذايي ايران است ، ديدم ، ناراحت بود ، وقتي علت ناراحتيش رو پرسيدم از زمونه گلايه كرد و از فرزند بزرگش كه مي خواست مجردي زندگي كند ، او مي گفت مجبور شده است برايش يك پنت هوس را در زعفرانيه به مبلغ ماهيانه بيست و دو ميليون تومان اجاره كند تا فرزندش ناراحت نباشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( البته اين اجاره مربوط به پارسال بوده ها!!)(!!!!!)
6- نمي دونم چرا نمي تونم 10 موردي را كه در ذهن داشتم در اينجا ادامه بدم ، شايد به دليل اينكه وقتي كه فكرش رو مي كنم و بعدش مي خوام بنويسمش ، در هر دوبار دچار يك ناراحتي مي شم كه واقعاً باعث آزردگي روحيم مي شه ، پس تا همينجا بيشتر ادامه نمي دم. بقیه را شما خودتون می تونید بگید و ادامه بدید .