تبليغاتX
ابوحنانه

در يكي از روزهاي تعطيل نوروز، براي بازي و شناي بچه ، به كنار ساحل رفتم ، ديدم كه تعدادي از كودكان مشغول ماسه بازي هستند و تعدادي ديگر مشغول به شنا كردن . دخترم نيز خود را مشغول كرد به ماسه بازي و من در كناري ايستاده ومشغول تماشاي بچه ها ، اما در گوشه اي ديگر سه جوان را ديدم كه مشغول جمع آوري زباله هايي بودند كه در كنار دريا و يا بروي ماسه ها قرار داشت .

چوب ، سنگ ، شيلو( گياه دريايي) و.... را جمع آوري كرده و هر كدام را به تفكيك در گوشه اي مي گذاشتند . اين موضوع خيلي برايم جالب بود چرا كه هر سه آنها بدون توجه به اطراف خود مشغول نظافت و پاكيزگي ساحل بودند . پس از دقايقي ، به نزديك يكي از آنها رفتم و از ايشان خواستم كه در پايان كارشان ، اندكي از وقت خود را به من بدهند.

پس از پايان يافتن كار آمدند ، سلامي كردم و جوابي شنيدم ، گفتم كه داشتيد چه كار مي كرديد ، گفتند ساحل رو تمييز مي كرديم ، گفتم چرا؟! گفتند چرا نداره و به شرح ماجرا پرداختند.

گفتند : بر ساحل نشسته بوديم و به دريا نگاه مي كرديم ، زيبايي دريا از يك طرف و عدم شوق بازي در ماسه هاي كنار دريا از سوي كودكاني كه به اينجا مي آمدند نيز از طرفي ديگر باعث شد كه دست به كار شويم ، گفتيم دريا به اين زيبايي و ساحل به اين خوبي حيف است كه تمييز نباشد ، پس كاري كنيم تا ما نيز در شادي بچه ها سهيم باشيم و گوشه اي از وظيفه خود را در قبال محيط زيست مان نشان دهيم ،  اين قسمتي كه ما بوديم پر بود از سرنگ هاي مستعمل ، چوب هايي كه دريا آورده بود و زباله هايي كه بعضي از افراد بي مسئوليت ، در ساحل ريخته بودند ، به همين دلايل بود كه كودكان رغبتي به بازي در كنار آب از خود نشان نمي دادند ، حدود يك ساعت مشغول بوديم و نتيجه آن اين بود كه شما مي بينيد ، كودكان همه بر روي ماسه ها با خيال راحت و در يك محيط تمييز مشغول به بازي هستند .

یكي از آنها مي گفت اگر هر يك از ما به نقش شهروندي خود در جامعه آگاه باشيم مي توانيم كه شهرمان را زيبا تر از هميشه ببينيم  ، كافي است كه اندكي احساس مسئوليت نمائيم.

ديگري مي گفت چه اشكالي دارد وقتي زباله اي را در جايي مي بينيم ، خود دست به كار شده و زباله را به درون سطل زباله بياندازيم.

سومي گفت ، نقش فرهنگ و آموزش در ايجاد نگرش صحيح به محيط زيست بسيار موثر است و ديگر اينكه اگر مي خواهيم كاري را انجام دهيم ، از برخوردها و رفتارهاي عده اندكي كه سطح فرهنگي آنها تحمل ديدن چنين صحنه هايي را ندارد به هيچ عنوان دلسرد نشويم . با آن سه جوان مسئوليت پذير و دوستدار محيط زيست  ( روزبه پارسا ، سورن يوسفي و كورش شمسايي ) خداحافظي كرده و آنها را كه تا ساعتي ديگر به سمت شهر و ديارشان ( تهران) راهي بودند به خداي بزرگ سپردم َو با خودم گفتم : شهرونداني كه حاضر نشوند براي انجام دادن كاري كه به يك دقيقه وقت نياز دارد ، صرف كنند ، بايستي دو ساعت وقت صرف كنند!!

بسيار خوشحال شده بودم از اينكه اگر همه ما جنين تفكراتي ( فكر سه دوست مسئوليت پذير)  در خصوص محيط زيست داشته باشيم نه فقط در شهر و ديارمان بلكه در كل كشورمان ، چه اتفاقي مي افتاد ؟ آيا ما نيز مي توانيم با آموزش دادن به كودكانمان پاكيزگي و حفظ محيط زيست را به آنها آموزش دهيم ؟

براستي تا حالا چند بار به پيك نيك و تفريح رفته و پس از قصد مراجعت ، زباله هاي به جاي مانده را جمع نموده و در گوشه اي و يا سطل زباله اي جمع كرده ايم؟

آيا شده در شهر ، به عنوان يك شهروند ، احساس مسئوليت نموده و خود را در مقابل كساني كه به نازيبايي شهر كمك مي كنند ، مسئول بدانيم؟

آيا مي دانيم كه شهروند خوب ، ارزش يك شهر را دوچندان مي كند؟

در كتابي مي خواندم كه يكي مي گفت از شهروندي پرسيدم كه از ميان شهروند و شهر كداميك مهمتراست؟

گفت: شهروند .  يك شهر بدون شهروند  در مدتي كم به علفزار تبديل مي شود در حالي كه يك شهروند بدون شهر مي تواند يك شهر را بسازد .

بنابراين نقش احساس مسئوليت و همچنين فرهنگ سازي ، آموزش هاي شهروندي و مشاركت شهروندان در امور شهري ، از مسائل بسيار مهم در جهت روند ايجاد يك شهر ايده آل مي باشد كه مي طلبد اين موارد از سوي مسئولين امر پيگيري و نهادينه شود .

 

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  توسط فرزان اسدي  |