چند روز پيش براي تجديد روحيه و همچنين بازي بچه ها به پارك رفته بودم . در بدو ورود به پارك حضور چند مامور نيروي انتظامي و ماموران فضاي سبز شهرداري كه دور دوچرخه دو تا خانم حلقه زده بودند توجهم را جلب كرد .مردم هم ايستاده بودند ، نزديكتر رفتم ، ديدم درون پيست دوچرخه سواري كه بصورت رينگ ، دورتا دور پارك مي باشد ، پليس مانع از دوچرخه سواري دختران مي شود ، در اين حال دختراني كه دوچرخه آنها متوقف شده بود ، با عصبانيت رو به پليس مي گفتند كه چرا نبايد دوچرخه سواري كنيم ؟ مگر ما انسان نيستيم ؟ مگر ما نياز به ورزش نداريم ؟ چرا در حق خانمها اجحاف مي شود ؟
پليس هم در جواب آنها فقط موضوع عدم وجود امنيت در قسمت هاي انتهايي پارك را متذكر مي شد و به دلايل ذكر شده مانع از ادامه مسير بود .
توضيحات همراه با تحكم و بعضاً تهديد آميز پليس ، آنهم در ميان مردم و خانواده ها و الفاظ نادرست و نابجايي كه ماموران حراست پارك در حضور پليس بيان نمودند و پليس نيز در اين لحظه سكوت را اختيار نموده بود ، كافي بود تا جرقه هاي لج و لجبازي بالا بگيرد ، مامور پليس با بي سيم و موبايل مرتب تماس مي گرفت و (دختران حجابشان كامل بود) خواستار حضور گشت ارشاد و به قول خودش بردن دختران به بازداشتگاه و دادن آب خنك به ايشان بود ، چرا كه آنها خواستار استفاده از حق طبيعي خود بودند.
يكي از دختران در مقابل جمله آن مامور حراست پارك كه او را نفهم خطاب كرد ، با عصبانيت ، گفت جايي كه من مهندس اين مملكت بايد به خاطر گفته هاي تو و دلايل بي منطق تو پارك را ترك كنم ، و تو لذت ببري كه در مقابل گفته هايت هيچكس چيزي نمي گويد و لذت ببري ، بايد هم بگي نفهم ، ولي كور خوانده اي اينبار نفهم خودتي و من تا آخر اين موضوع ايستاده ام و به فعاليت خودم هم ادامه مي دهم ، شما و اين آقاي پليس هم هركاري كه مي توانند انجام دهند تا ببينم مي تواند مرا از فعاليت هاي ورزشي و اجتماعي خودم منع كنند يا خير؟
موضوع خيلي كش دار شده بود ، يعني بعد منفي اين جلوگيري از بعد مثبت آن فراتر رفته بود ، مردم همه ابراز ناراحتي مي كردند ، چرا كه در صورت عدم وجود امنيت در يك قسمت از پارك ( به زعم پليس) با قرار دادن 2 نيرو ، آن قسمت مي توانست امن گردد ، نه اينكه در ابتدا صورت مسئله را پاك كرد !
به هر حال اين موضوع نشان داد كه متاسفانه بعضي از نيروهاي حراست و همچنين پليس ، در روابط اجتماعي ، نيازمند يكسري آموزش هاي اجتماعي جهت برخورد هاي بهتر و موثرتر در روابط اجتماعي مي باشند و جا دارد كه با برگزاري اينگونه كلاس ها به ايشان ياد آوري گردد كه برادرمحترم ، بيان همراه با مهرباني و نرمي در بسياري از مواقع باعث بهبود در روابط موثر گرديده و چه بسا نتايج بسيار بهتري هم دريافت نمود كه متاسفانه در آنشب اين موضوع اتفاق نيفتاد ، گشت ارشاد هم به دليل تاخير بسيار نيامد ، دختران به دوچرخه سواري خود ادامه دادند!! ، وجهه پليس در آن لحظه در ميان مردمي كه حضور داشتند اندكي دچار خدشه شد و در نهايت صورت مساله پاك شد ، يعني اينكه چراغهاي پارك به همان دليلي كه فكر كنم عدم وجود آموزش هاي اجتماعي بود ، زودتر از موعد مقرر خاموش شد تا مردم به نوعي ديگر پارك را ترك نمايند.
پليس هم در جواب آنها فقط موضوع عدم وجود امنيت در قسمت هاي انتهايي پارك را متذكر مي شد و به دلايل ذكر شده مانع از ادامه مسير بود .
توضيحات همراه با تحكم و بعضاً تهديد آميز پليس ، آنهم در ميان مردم و خانواده ها و الفاظ نادرست و نابجايي كه ماموران حراست پارك در حضور پليس بيان نمودند و پليس نيز در اين لحظه سكوت را اختيار نموده بود ، كافي بود تا جرقه هاي لج و لجبازي بالا بگيرد ، مامور پليس با بي سيم و موبايل مرتب تماس مي گرفت و (دختران حجابشان كامل بود) خواستار حضور گشت ارشاد و به قول خودش بردن دختران به بازداشتگاه و دادن آب خنك به ايشان بود ، چرا كه آنها خواستار استفاده از حق طبيعي خود بودند.
يكي از دختران در مقابل جمله آن مامور حراست پارك كه او را نفهم خطاب كرد ، با عصبانيت ، گفت جايي كه من مهندس اين مملكت بايد به خاطر گفته هاي تو و دلايل بي منطق تو پارك را ترك كنم ، و تو لذت ببري كه در مقابل گفته هايت هيچكس چيزي نمي گويد و لذت ببري ، بايد هم بگي نفهم ، ولي كور خوانده اي اينبار نفهم خودتي و من تا آخر اين موضوع ايستاده ام و به فعاليت خودم هم ادامه مي دهم ، شما و اين آقاي پليس هم هركاري كه مي توانند انجام دهند تا ببينم مي تواند مرا از فعاليت هاي ورزشي و اجتماعي خودم منع كنند يا خير؟
موضوع خيلي كش دار شده بود ، يعني بعد منفي اين جلوگيري از بعد مثبت آن فراتر رفته بود ، مردم همه ابراز ناراحتي مي كردند ، چرا كه در صورت عدم وجود امنيت در يك قسمت از پارك ( به زعم پليس) با قرار دادن 2 نيرو ، آن قسمت مي توانست امن گردد ، نه اينكه در ابتدا صورت مسئله را پاك كرد !
به هر حال اين موضوع نشان داد كه متاسفانه بعضي از نيروهاي حراست و همچنين پليس ، در روابط اجتماعي ، نيازمند يكسري آموزش هاي اجتماعي جهت برخورد هاي بهتر و موثرتر در روابط اجتماعي مي باشند و جا دارد كه با برگزاري اينگونه كلاس ها به ايشان ياد آوري گردد كه برادرمحترم ، بيان همراه با مهرباني و نرمي در بسياري از مواقع باعث بهبود در روابط موثر گرديده و چه بسا نتايج بسيار بهتري هم دريافت نمود كه متاسفانه در آنشب اين موضوع اتفاق نيفتاد ، گشت ارشاد هم به دليل تاخير بسيار نيامد ، دختران به دوچرخه سواري خود ادامه دادند!! ، وجهه پليس در آن لحظه در ميان مردمي كه حضور داشتند اندكي دچار خدشه شد و در نهايت صورت مساله پاك شد ، يعني اينكه چراغهاي پارك به همان دليلي كه فكر كنم عدم وجود آموزش هاي اجتماعي بود ، زودتر از موعد مقرر خاموش شد تا مردم به نوعي ديگر پارك را ترك نمايند.
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388  توسط فرزان اسدي
|

