ادعاي داشتن فرهنگ چشم و گوشمان را كر كرده است . هر جا بحثي پيش مي آيد ( در مورد هر چيزي) سريعاً فلاش بكي به گذشته مي زنيم كه چنين بوديم و چنان! ولي به راستي الان كجائيم؟
ايرانيان كه تمدن ناب و اصيل آنها دنيا را فرا گرفته بود ، در حال حاضر در كجاي معادلات فرهنگي و اجتماعي دنيا قرار دارند ؟ معادلات سياسي به جاي خود!
موسيقي ، نقاشي ، شعر و ... از جمله هنرهايي است كه ايرانيان نقش عمده اي در آنها داشته اند ولي الان ما كجاي هرم اين هنرها در جهان ايستاده ايم؟
چندي پيش رفته بودم سنندج ، كارگاه هاي ساخت وسايل چوبي را بازديد مي كردم ، در يكي از اين كارگاه ها كه آلات و ادوات موسيقي را درست مي كرد وارد شدم ، سازهاي موجود در مغازه مرا وادار به ورود كرده بود .
از صاحب مغازه كه مشغول ساخت ويلون بود سوال كردم كه سازهاي شما را آيا خريداري هست؟
جواب داد كه بله ، سازهاي ساخت مرا در بازار تهران به قيمتي حدود 2 برابر مي فروشند و تعدادي از سازها را نيز به آمريكا برده اند .
از ساز ساخته شده " چنگ " كه در پشت ويترين قرار داشت سوال كردم ، آنرا آورد و گفت نمونه هاي مختلفي از اين سازها ساخته ام ، " چنگ" ايراني " چنگ" سامري ، " بر بط " ، " تنبور " و ... ولي گاهي به خاطر ساخت اين سازها و بخصوص ساز " چنگ " مرا اذيت مي كنند!!
دليلش را نگفت و من هم نفهميدم ولي حسرت خوردم كه چرا در اين مملكت با اين فرهنگ غني مي بايست يا حسرت گذشتگان را بخوريم و يا حسرت ديگر كشورها را ؟
زيبايي كشور ما ، وجود آثار بسيار ديدني ، هنرهاي اصيل اين مملكت و ... همه و همه مي توانند از جاذبه هايي باشند كه توريست خارجي را كه نه ( تو خواب بايد ديد ورود توريست را با اين ...) ولي توريست و گردشگر داخلي را جذب كنند ولي چه مي شود كرد كه زحمت اين كار را هم ديگر كشورهاي منطقه كشيده اند و توريست داخلي ما را به نام توريست خارجي خودشان!! وارد كشورشان مي كنند و سودهاي سرشاري از اين راه نصيبشان مي شود ، تازه هزينه هاي اينگونه سفرها از سفرهاي داخلي هم بعضا كمتر ميباشد .
به هر حال تا اين افكار قديمي و كهنه و تعصبات بي جا و كوته فكري ها وجود داشته باشد ، فكر نكنم بتوانيم ........... !!
براستي ما را چه مي شود؟